تبليغاتX
کانکس 8
کانکس 8 جایی بود برای تمرین رفاقت و شاید تمرین زندگی. جایی در قلب دانشگاه شهید بهشتی(ره)

بنام خدا

پیشتر در ورودی کانکس ۸ نوشته بود:

با وضو وارد شوید

به قول مرحوم آقاسی:

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه
 تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

میلاد منجی مبارکباد.

جهت شرکت در مباحث کانکس حرف کلیک کنید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط kanex8@gmail.com  | 

  اسلام نخل نیست كه فقط در گرمسیر بروید، طوباست كه هر خاكی مستعد پرورش آن است.(شهید آوینی)
 
بعثت پیامبر اعظم(ص) مبارکباد

سلام
یکی از دوستان (به قول محمد ، آقای خط تیره) چند وقتی است که _ از حدود 11 تیر 87 - افتخار دادند و با قلمشان وبلاگ ما را مزین می‏کنند. ایشان طی سلسله مباحثاتی که که با محمد آقا (من او) داشته اند حرف‏هایی دارند قابل تأمل. ادامه مطلب

راستی نوآوری آقا مجید را هم تبریک می گوییم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط kanex8@gmail.com  | 

سلام ملت!

دانشگاه بوديم. يكي از بچه‏ها يك پيشنهاد جالبي از خودش در كرد: مي‏خواهند به بهانه فارغ التحصيلي حاج آقا طاهري جشني را بگيرند. حالا نمي‏دانم آيا نام آن را مي‏توان جشن فارغ التحصيلي گذاشت يا نه؟! آخه ته دلم مي‏گم بابا فارغ التحصيل شدن حاج آقا و خداحافظي و ... جشن گرفتن دارد؟! دلم مي‏گيه شايد اين جشن يادمان بياندازد كه براي جشن و اين چيزها هم مي‏توانيم دور هم جمع شويم! بعد مي‏گم نه خوبه كه با اين جشن اعلام بشه كه ملت ببينيد حاج آقا و امثال حاجي‏ها دارند از دانشگاه مي‏روند و هر روز تعدادشان كمتر و كمتر مي‏شود و ديگر بحث سهميه در دانشگاه دارد فراموش مي‏شود. يادتونه سال اول سر هر كلاسي كلي از اين آدمهاي خوش‏بو بود؟! از همين آدمهايي كه هر كدام طور خاصي راه مي‏رفتند! حرف‏هاي خاصي مي‏زدند و به احترامشان استاد و دانشجو حرفهاي خاصي را در كلاس مي‏زد يا حداقل حرفهاي خاصي را نمي‏زد! يادتونه كلاس‏ها و دانشكده‏ها و دانشگاه سنگين از فضاي حضورشان بود؟ حتي بين خودمان؟! آره حتي بين خودمان از سنگيني حضورشان، .... گناه كردن نداشتيم! بابا حاجي داره مي‏ره!! مي‏فهمي‏حاجي داره مي‏ره! يك روزي كلي حاجي داشتيم! حاجي داره مي‏ره! امروز ايشون داره فارغ التحصيل مي‏شه و نور و بركت حضورش را گوشه‏اي از اين مرز و بوم داريم. گيرم ما ديگه زير سايش نيستيم و مقابل نور وجودش قرار نداريم ولي هست و داره نور مي‏ده! اهالي كانكس 8 يادتونه براي اينكه زير همين نور باشيم و يك سري امثال خودمان در رأس كار نباشند چه هزينه‏هايي داديم!  اهالي كانكس 8 امروز حاجي از دانشگاه داره مي‏ره، فردا كانكس‏ها در كنار اين ساختمانهاي خوشگل دانشگاه ديگه جايي ندارند و پس فردا شايد ما هم بي‏كانكس بشيم! ما هم كه توي افتادن در بحران هويت براي خودمان يلي هستيم!

به نقل از "من او" از صفحه کانکس حرف

 

صفحه کانکس حرف راه اندازی شد

اين صفحه به درخواست و پيشنهاد دوستان و با هدف برقراري ارتباط نوشتاري، به صفحات كانكس 8 افزوده شده است. اميد است ...
برای مشاهده این صفحه اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط kanex8@gmail.com  |